سه‌شنبه ۱۰ فوریهٔ ۲۰۰۹

Facebook

این روزها ، یکی از سایتهایی که مردم و اکثرا جوانها هر روز به آن مراجعه می کنند و یا در شبانه روز چند باری آخرین رخدادهای شخصی را در آن دنبال می کنند ، سایت Facebook است. هر کجا که می روی چه در دانشگاه و چه در محیط کار و یا همینطور در محیط خانه پنجره سایت در گوشه ای از صفحه اصلی کامپیوتر خود نمایی می کند . جالب اینجاست افرادی که تا پیش از این برای صرف وقت و یا استراحت در هنگام کار ، به سایتهای خبری مراجعه می کردند امروز ترجیج می دهند تا با رفتن به این سرای مجازی ، مروری کوتاه بر آخرین اوضاع و احوال دوستان و آشنایان نموده و یا احیانا نیم نگاهی به جدیدترین عکسهای آنان بیندازند . خیلی وقتها به خود می آیی و می بینی چند دقیقه ای است که تمام وقتت صرف دیدن عکسهای کسانی شده است که هیچ کدام از آنها را نمی شناسی . کاربران هم دیگر به جای ارسال پیامهای کوتاه تلفنی و یا ایمیل ، با ارسال یک پیام کوتاه بر روی Wall یک دوست ، قرارهایشان را تنظیم می کنند و یا درباره نوع لباس و یا غذایی که قرار است همان شب بپوشند ، به بحث می پردازند و البته تو زمانی از این تبادل اطلاعات مطلع می گردی که موشکافانه ، آنها را اتفاقا هیچ ارتباطی هم به تو ندارند ، با دقت دنبال کرده باشی .
البته این پدیده ی به نسبت جدید ، خوبیهایی هم دارد . از جمله آنکه سایتهای خبری همچون BBC که به میزان مراجعه کاربران اینترنتی به این سایت پی برده اند، برای جذب مخاطبان بیشتر ، در پایان هر خبری که در سایت خود می آورند؛ پیوندی را برای ارسال مطلب مربوطه به این شبکه ایجاد می نمایند و از این طریق مراجعه کنندگان وب سایت Facebook ، قادر خواهند بود چند دقیقه ای از وقتشان را نیز به خواندن این خبرها و یا مشاهده یک گزارش علمی اختصاص بدهند و احتمالا با ارسال نظر شخصی شان ، مجالی مجازی برای تعاطی افکار فراهم آورند . به عنوان نمونه ، چندی پیش سایت Facebook با همکاری سایت و شبکه خبری CNN ، به پخش مستقیم مراسم تحلیف بارک اوباما پرداخت و به دنبال آن محلی شد برای تبادل نظر میان کاربران در ارتباط با رییس جمهوری جدید ایالات متحده آمریکا . البته این آزادی بیان دارای محدودیتها و سانسورهایی هم هست که در این باره میتوان به عدم انعکاس اخبار مربوط به منازعه غزه و حملات اسراییل به این منطقه از سوی گردانندگان سایت اشاره نمود .
به نظر می رسد از یکسو مرز و فاصله میان انسانها و از سوی دیگر گرفتاریهای روز مره آنان چنان فزونی یافته که دیگر از ارتباطات صمیمی و دوستانه قدیم خبری نیست . آدمها ، خودشان به دست خودشان این ارتباطات مستقیم و بی واسطه را کمرنگ کرده اند و به هزار و یک بهانه از همدیگر فاصله گرفته اند و حال سعی می کنند از طریق این گذرگاه مجازی و البته هزاران راه و روش اینترنتی دیگر، تظاهر به نزدیکی با هم و خلاصه دوستی های عمیق و مستحکم نمایند اگرچه از سوی دیگر نمی توان انکار نمود که پیشرفتهای تکنولوژی و ارتباطات ، معادلات روابط انسانی را دگرگون کرده و شکل و قیافه ای جدید به آن داده اند .
و اما دو نکته
نخست - این سایت بنا بر آمار ارائه شده در دسامبر سال 2008 بیش از 140 میلیون عضو در سراسر جهان دارد و جزو یکی از پنج پرببیننده ترین سایتهای دنیا به حساب می آید .سایت مزبور که محل تولد آن دانشگاه هاروارد است ، در واقع پایگاهی اطلاعاتی و اجتماعی محدود به دانشجویان این دانشگاه بوده که رفته رفته به سایر دانشگاههای آمریکا نیز گسترش یافته است است. مالک اصلی سایت، در حقیقت، مارک زوکربرگ 23 ساله ، دانشجوی سابق دانشگاه هاروارد است که در آغاز این شبکه را برای دانشگاه طراحی کرده و امروزه با گسترش آن به چهارسوی دنیا ، به یکی از ثروتمندترین مردان جهان تبدیل شده است . از تاریخ دوم اکتبر سال 2008 و همگام با گسترش دامنه ی سایت ، مقر بین المللی آن برای اروپا، افریقا و خاورمیانه شهر دوبلین در ایرلند تعیین شده که البته با توجه به هزینه های مالیاتی در بازار اروپایی و محاسبات اقتصادی ، گزینه مناسبی برای گردانندگان امریکایی آن محسوب می شود. دیگر آنکه عنوان این سایت در واقع نشات گرفته از نام آلبوم های عکس دسته جمعی ای است که در آخر سال از دانش آموزان و دانشجویان مدارس و دانشگاهها گرفته می شود . این آلبوم های عکس به Facebook album معروف هستند.
دوم - از آنجاییکه شاید برخی با تمام قابلیتهای امنیتی سایت آشنا نبوده و از اینکه اطلاعات شخصی شان در معرض دید دیگران قرار دارد ، رضایت چندانی نداشته باشند ، بهمین دلیل یاد آوری این نکته خالی از لطف نیست که کاربران در صورت تمایل قادرند میزان دسترسی دیگران به اطلاعات شخصی شان را تا جایی که بخواهند، محدود نمایند . در حقیقت ، این بستگی کامل به کاربر دارد که تا چه میزان به دیگران اجازه ورود به حریم شخصی خود را می دهد . البته این امکان که بر پایه التزام سایت به اعمال قوانین حمایتی حریم شخصی افراد در قوانین داخلی کشورها و یا کنوانسیونهای حقوق بشری و بین المللی ایجاد گردیده ، تا سر حد ممکن مانع از سوستفاده کاربران از اطلاعات شخصی و مراسلات اینترنتی یکدیگر می شود . در این راستا می توان به ماده 8 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر اشاره نمود که تضمین گر احترام به حریم شخصی و خانوادگی افراد می باشد . در بند اول این ماده آمده است که حق هر فردی است که به حریم شخصی و خانوادگی او ، محل اقامتش و همچنین مراسلات وی احترام گزارده شود .
آرمین برومند – اشاره به مطلب فوق با ذکر منبع و نام نگارنده آن ، مجاز می باشد.

پنجشنبه ۲۹ ژانویهٔ ۲۰۰۹

اعتصاب

پنجشنبه 29 ژانویه ، فرانسه شاهد اعتصابی همگانی در اعتراض به سیاستهای اقتصادی و اجتماعی دولت نیکولا سرکوزی در مقابله با بحران اقتصادی و مشکلات معیشتی مردم بود. این اعتصاب که به ادعای برگزار کنندگان آن بزرگترین اعتراض عمومی نسبت به سیاستهای دولت در طی بیست سال گذشته بوده است ، حدودا 5/2 میلیون نفر را از تمامی شهرها به خیابانها کشانید ( وزارت کشور تعداد معترضین را 08/1 میلیون نفر تخمین زده است ). پیش از این و در سال 2006 نیز بین 2/1 تا 2 میلیون نفر که در راس آنها دانشجویان و دانش آموزان قرار داشتند ، در اعتراض به پیش نویس قانونی با عنوان قرارداد اول (premier embauche) ، دست به اعتراض و اعتصابی چند روزه زدند که در نهایت منجر به بازپس گرفتن پیشنهاد قانون از طرف دولت گردید.
از ویژگی های منحصر به فرد اعتصاب دیروز آن است که بر خلاف روال معمول ، شاغلین بخشهای خصوصی نیز، حضور پررنگی داشته و دست در دست کارمندان بخشهای عمومی ، فریاد نارضایتی خود را به گوش دولت رساندند. در این میان ، جناح چپ و سوسیالست فرانسه نیز که اخیرا به دلیل اختلافات دوران جناحی دچار تزلزل بسیاری گردیده بود با حمایت از اعتراض کنندگان و حمله به جناح راست فرانسه ، فرصتی نو برای ابراز وجود پیدا نمود . و اما در جبهه مقابل نیکولا سرکوزی، رییس جمهور فرانسه که برای نخستین بار از زمان روی کار آمدنش ، با آزمونی چنین سخت مواجه گردیده است در واکنش به اعتراضات روز پنجشنبه اذعان نمود صدای نگرانی مردم را شنیده است . وی با این حال تاکید کرد که دولت وی به سیاستهای اصلاحی خود – رفروم هایی که خود بعضا مورد اعتراض اعتصاب کنندگان هستند - ادامه خواهد داد ولی در این راه از گفتگو و ارتباط با سازمانهای و نهادهای اجتماعی و همچنین سندیکاها دریغ نخواهد کرد .
شاید ذکر این نکته خالی از لطف نباشد که اعتصاب کردن در کشور فرانسه یک حق قانونی محسوب می شود(Le droit de Grève) که در مقدمه قانون اساسی 1946 (La constitution de 1946) به رسمیت شناخته شده است. در مقدمه این قانون آمده است که حق قانونی اعتصاب در قالب مجموعه ای از قوانین که نحوه ، حدود و شرایط آن را مشخص می نمایند ، اعمال می گردد. با این وجود ، قانون اساسی جمهوری پنجم فرانسه (La constitution de la cinquième république)حق اعتصاب را به رسمیت نشناخته است ولی شورای قانون اساسی این کشور بر راس رایی که در تاریخ شانزدهم ژوئیه 1971 صادر نموده است به مقدمه قانون اساسی 1946 اعتبار قانونی بخشیده و لذا حق اعتصاب را نیز قانونی دانسته است . البته حق اعتصاب دارای شرایط و محدودیتهایی است که در صورت تخلف از آنها ، حتی اخراج فرد خاطی را نیز امکان پذیر می نماید. از جمله این محدودیتها آن است که فرد اعتصاب کننده حق ندارد مانع کار کسانی شود که حاضر به شرکت در اعتصاب نیستند و همچنین هرگونه دست زدن به اعمال خشونت آمیز برای پیشبرد اهداف معترضین نیز ، عملی مجرمانه محسوب می شود و توام با مجازات خواهد بود.
نکته آخر آنکه لغت فرانسوی گرو (Grève) یا اعتصاب در اصل از نام میدانی با همین نام (La Place de Grève ) در پاریس آمده است که در کنار رود سن و در مقابل ساختمان شهرداری این شهر (l’Hôtel de ville)قرار دارد . محلی که در آن کشتی های باری لنگر می انداخته اند و در نتیجه افراد جویای کاری که هر روز در اطراف این میدان جمع می شدند به منظور بارگیری یا خالی نمودن بارکشتی ها به استخدام موقت در می آمدند و به این ترتیب شغلی هر چند موقت پیدا می کردند.
منابع و مآخذ: روزنامه های فیگارو ، لوموند ، سایت ویکیپدیا و سایت Service Public
اشاره به مطلب فوق ، با ذکر منبع و نام نگارنده آن ، مجاز می باشد

دوشنبه ۲۶ ژانویهٔ ۲۰۰۹

سال نوی چینی و بحران جهانی اقتصاد

میلیونها چینی شب گذشته به بهانه سال نو چینی – سال گاو – به خیابانها ریختند و تا صبحدم به شادی و پایکوبی پرداختند. امسال ، این جشن سال نو که همیشه همراه با آتش بازی های خارق العاده و پر هزینه بوده است ، رنگ و بوی سالهای گذشته اش را نداشت و تنها دلیلش هم بحران و یا رکودی ست که از ماههای آخر سال میلادی گذشته ، دنیای اقتصاد را در سرتاسر جهان ، از آمریکا و اروپا گرفته تا آسیا واسترالیا تحت تاثیر خود قرار داده است . سال نو چینی که جشن بهار نیز نامیده می شود، یکی از بزرگترین و قدیمی ترین مناسبتهای چینی محسوب می گردد که بصورت رسمی در چین ، تایوان،هنگ کنگ ، ماکائو و همچنین برخی دیگر از کشورهای آسیا که تحت تاثیر فرهنگ چینی قرار دارند ، جشن گرفته می شود . این جشنها که همراه با دو روز تعطیلی هستند فرصت مناسبی ست تا بیش از صد وبیست میلیون کارگر چینی مشغول بکار در نقاط مختلف این سرزمین پهناور به خانه و کاشانه خود باز گردند و فرا رسیدن سال نو را در کنار خانواده ه جشن بگیرند اما این کارگران چینی معتقدند بحران اقتصادی امسال به گونه ای مستقیم در زندگی آنها تاثیر منفی داشته و بهمین دلیل آنان نمی توانند معمول سال های گذشته ، برای اجرای رسوم سال نو و خرید هدیه ، خرج کنند . بنابر آمار ارائه شده از سوی مقامهای دولتی چین، بیش از 6 میلیون کارگر چینی بدلیل بحرانهای اخیر اقتصادی ، بیکار شده اند و از آنجاییکه که از آغاز بحران جهانی اقتصاد درواپسین ماههای سال 2008 تا کنون ، میزان رشد اقتصادی چین همانند سایر کشورهای جهان با کاهش قابل ملاحظه ای روبرو بوده است ، پیش بینی می شود که روز به روز بر تعداد بیکاران افزوده شود . کشور چین که یک رشد اقتصادی 13 درصدی را در سال 2007 میلادی تجربه کرده بود ، در سال گذشته یعنی در سال 2008 ، با داشتن 9 درصد رشد، نسبت به سال گذشته اش روند رو به پایینی داشت و بر اساس پیش بینی های سازمان بانک جهانی، میزان رشد اقتصادی این کشور در سال جاری باز هم کاهش داشته و به 7 درصد تنزل خواهد نمود . امروز دوشنبه و به مناسبت سال نو چینی ، اکثر بازارهای اقتصادی و سهام منطقه، از قبیل شانگهای ، هنگ کنگ و تایپه تعطیل بوده است .
ترجمه و اقتباس آرمین برومند - روزنامه لوموند ، فرانسه
اشاره به مطلب فوق ، با ذکر منبع و نام نگارنده آن ، مجاز می باشد.

پنجشنبه ۲۲ ژانویهٔ ۲۰۰۹

سلام

نیم نگاه اول
سلام । امروز 22 ژانویه سال 2009 میلادی برابر است با سومین روز بهمن ماه سال 1387 خورشیدی । روزی آفتابی در شهر استراسبورگ فرانسه که البته آفتابی بودن آن در زمستان را می توان از جمله عجایب هفتگانه خلقت نامید । و اما من آرمین برومند همان فردی هستم که چند سالی در وبلاگی با عنوان خاطرات روزهای دوری، از سالهای نخستین مهاجرتم به یک کشور اروپایی می نوشتم । وبلاگی که باعث آرامش روحی برای من و ارائه اطلاعاتی نه چندان آنچنانی برای خوانندگانش بود । اطلاعاتی در مورد تفاوتهای فرهنگی میان دو کشور ایران و فرانسه ، راههای ادامه تحصیل در این کشور و وقایع و اتفاقات اجتماعی روز در این شهر و کشور غریب । بعد از دو سه سالی مرتب نوشتن ، به هزار و یک دلیل شخصی ترجیح دادم که دیگر ننویسم ।هم خسته شده بودم و هم فشار کار و درس زیاد شده بود و هم آنکه دیگر ضرورتی برای نوشتن احساس نمی کردم اگر چه هنوز هم هفته ای دو سه تا ایمیل محبت آمیز از خوانندگان قبلی ام دریافت می کنم که بعضا گله می کنند چرا دیگر ننوشتی و غیره । حالا دوباره برگشته ام ولی با سبک و سیاقی متفاوت । البته امیدوارم که در واقعیت اینگونه باشد । قصدم از دوباره نوشتن آن است که به گونه ای موشکافانه تر به وقایع اجتماعی و حقوقی که البته بی ارتباط با رشته تحصیلی ام نیز نمی باشد بپردازم بنابراین محتوای وبلاگ ممکن است دیگر نتواند همان مخاطبان قبلی را به خود جذب نماید। به هر روی سعی می کنم ، حال که با آدرس و قالبی جدید بازگشته ام ، حداقل هفته ای یکی بار ، چند خطی تازه بنویسم ।

با آرزوی موفقیت برای همه خوانندگان احتمالی این نخستین نیم نگاه
با درود و احترام ، آرمین برومند